جعفر شهرى باف
149
طهران قديم ( فارسى )
و بنه به تهران مىشوند . پرى هم دور از تصور نميتوانست باشد كه بعضى وقايع بعد از آن حقيقت را روشن گردانيد ، از جمله پيدا شدن انبارهاى متعدد گندم و جو و عدس و خرما در همين كاروانسراى سقاباشى و چند طويله و كاروانسراى ديگر متعلق به ايشان و بيرون ريخته شدن پوسيدههاى اين دانهها در بهار بعد از قحطى و رسوايىهايى كه از جانب بعضى گويندگان و از خودگذشتگان دربارهء محتكران به عمل آمده ايشان را معرفى و حقايق را آشكار گردانيد ؛ از جمله شيخ حسن ديوانه كه در زير ميآيد . روضهء شيخ حسن ديوانه ! شيخ روضهخوانى بود به نام شيخ حسن ديوانه ، شيخى جلنبرى و بىبند و بار و شهرت ديوانگيش آنكه روضههايش زيادتر گوشه و كنايههايى بر اعمال و رفتار بزرگان و سرجنبانان و حاجىها و پولدارها بود و از اين جهت با همهء سواد و اطلاعات علمى و فقهى عميقى كه داشت ، كسى مجلسى به او نمىسپرد ؛ اما در ميان طبقات پايين و مردمان فقير محبوبيتى بسزا داشت كه مردم به او عشق ورزيده از او حمايت مىكرده براى منبرش سر و دست مىشكستند . در محرم سال بعد از قحطى ، طبق معمول همه ساله در مسجد شاه ، روضهخوانى برگزار مىشود كه امام جمعه « 34 » ، صاحب مجلس نيز حضور داشته و وعاظ نامىاى سخنرانى مىكرده شيخ حسن نيز در آن مجلس در رديف مستمعان حضور بهمرسانيده بود . او كه همه روزه مترصد بوده تا فرصتى بدست آورده خود را به منبر برساند و موفق نمىشود ، در روز عاشورا همين كه با ورود سينىهاى چاى به مجلس براى چند دقيقه حالت تنفس اعلام و منبر از گوينده خالى مىشود خود را به منبر رسانده از آن بالا مىرود كه هر چه فراشها و گردانندگان مجلس اعتراض نموده او را امر به فرود مىكنند توجه نكرده صلوات و خطبه را
--> ( 34 ) . مسجد شاه از وقتى كه بدستور فتحعليشاه ساخته شد ، از طرف سلاطين آن برايش به نيابت امام جمعه معلوم شد كه بجاى شاه در آن پيشوائى نماز جمعه بكنند ، اگر چه در كمتر برگزارى نماز جمعه ديده شد و كارشان اين كه براى سلاطين خطبهى عقد و صيغهى زن خوانده دعايشان بكنند .